|
همه چیز در رخوت کامل است الا این زبانی که کاش الکن و بریده می بود. خیالی نیست ارباب جان ما هستیم تا شما امر به نبود ما کنی. من نگران آینده امپراطوری شما هستم. وزیر شما که لیاقت و کفایت بی حصری!! از خود نشان داده و من متحیرم از این همه تدبیر!! در سرزمین های بیگانه میل به نابودی شما کرده است گویا!( کاش زبانم لال می شد و از وزیر الوزرا چنین قول نمی کردم.)
دیشب که به خوابم آمدی فهمیدم که باز خیالات ارباب ما را بر داشته و سیاست های جدیدی را اتخاذ کرده که مرا به وجد آورد که شما هم فکر کرده و طرح از خود بیرون داده اید.(البته باز هم زبانم لال باد که می گویم و مجبورم بگویم که اینها همه طرح های این حقیر و بی مایه بود که نمی دانم چگونه از شما بیرون آمد.) در هر حال من اوامر را آنچنان که فرموده بودید اجرا و همه خنزر پنزر های آشپزخانه را خریداری فرموده ام. باشد که مورد لطف بی دریق شما قرار گیریم. آشپز باشی و مشاور اعظم شاهنشاه علیاحضرت
|
|

